تبليغاتX
جینگولی - تقدیم به :

جینگولی

جینگولی

تقدیم به :

تقدیم به :

آبی ترین احساس

سرخ ترین بوسه

روزها رفت وسالها گذشت.ساعتها و ثانیه ها تکرار شد اما باز رویای

داشتن تو به حقیقت نپیوست. پائیز زرد وزمستانی سپید همه سپری شد

وبهارفرا رسید ولی باز از تو خبر هیچ نیامد.

 

نکنه در نقطه ی دور یاد مرا به فراموشی سپردی ویا شاید بین سفر کسی

اسم مرا از لابه لای کوله بار خستگیهایت رود.

ای زیبایی دست نیافتنی.هنوز تا دور دست ها رد پای رفتند پیداست.کاش

بودی و میدی جاده هم اکنون دگر برای تو مضطرب است.جاده ای که

روزی بوسه گاه قدمهای تو بود.

نازنینم بی تو این جا افق سرد است وغروب زره زره اندوه نبودنت را به

قلب پریشانم می نشاند.باورم سخت است نبودنت بامن ولی شاید تقدیر این

است که هست.ای کاش میدی من هنوز در خم  و پیچ جاده ها چشم به راه

نشسته ام گرچه میدانم بهار هم میرود باز هم من می مانم وانتظار دیدار

تو .

رویایی من بی سکوتم فریاد است.سکوت را بشکن و  فضا را پر کن از

طنین زیبایی آمدنت.

برگرد تا هنوز دیر نیست برگرد.

       ثانیه های پر تپش لحظه  اضطراب من

       رفتن بی دلیل تو سوال بی جواب من

       سفر همیشه فاصله اس برای هم صدا شدن

       با من بمون تو خلوتم تا انتهای شعر من

 

زندگی یه بازی نیست که بتوان در آن عشق را قمار

کرد.بازنده ی آن هرکه باشدخود را می بازد نه بازی

را.........

             

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:30  توسط جینگولی  |