عشقولانه9
توی آینه حقیقت من گذشته هامو دیدم
توی سرزمین غربت من به عشق تو رسیدم
باورش برام محاله که منو به شب سپردی
توی روزگار حسرت سهمی از دلم نبردی
من به دنبال دل تو تو به دنبال یه جاده
که بری بسوی فردا تو گذشتی خیلی ساده
چه گذشتی که منو برد به فراسوی یه حسرت
غصه آشنای من شد من شدم اسیر غربت
غصه ی تنهایی ما همه تقصیر غروره
دیگه اون عشق صمیمی از من و تو خیلی دوره
فرصت بودن من رفت نه تو موندی نه غرورم
همه لحظه هام پر از غم من یه فصل بی عبورم

+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2:0  توسط جینگولی
|
