عشقولانه 3
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خنديد خنده هاي من رو دزديد . زير چشمه مهربوني خواب يک توطئه ميديد!!

عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود

مانده ام در کوچه هاي بي کسي , سنگ قبرم را نمي سازد کسي , مردم و خاکسترم را باد برد , بهترين يارم مرا از ياد برد...!

همه مي گويند مدت هاست ...!! اما براي من به قدر ثانيه اي بود كه در ان چشمان
بسته ام را گشودم...
و اكنون كه همه چيز پايان يافته ست زمان چه سريع مي گذرد ..
براي فراموشي 1 عمر..!
بي تو نه اشك هاي مرا خواهند ديد و نه نگاه هاي سردم را ونه قلبي را كه
چون اتشي جاودانه مي گدازد
بي تو شايد انچه باقي مي ماند تنها تو باشي...
اه اگر اشك قدري از اندوهم مي كاست به وسعت تمام تنهايي هامان مي گريستم

