تبليغاتX
جینگولی

جینگولی

جینگولی

دعوتنامه gmail و..........

۱-بعضی از دوستان دیدم که دعوتنامه gmail میخوان این در صورتیه که برای ثبت gmail احتیاجی به دعوتنامه ندارید فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنید برای اون دسته از دوستانی که نمیدونستند.

کلیک کنید

۲-ميخواي بدوني تو چه روزي از هفته به دنيا اومدي؟ اگر ميخواي بدوني چند ماه يا چند هفته يا چند روز يا چند ثانيه از عمرت ميگذره؟ يا ميخواي بدوني چند روز مونده به تولدت برو به اين صفحه همشو به تو نشون ميده..!       

                                                     جینگولی

                                                      کلیک کنید 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 1:38  توسط جینگولی  | 

مطلب

 

zaman

 

چشم زمان را باز نگه داريد

برنامه ريزي براي استفاده موثر از زمان

زمان بندي مناسب تنها راهي است كه شما را به اهدافتان ميرساند.با يك برنامه ريزي كامل

از كارهايي كه بايدانجام دهيدو زماني كه ميتوانيد براي آن اختصاص دهيد خواهيد ديد كهحل مشكلات و رسيدن به اهداف تا چه حد ساده و ممكن است.برنا مه ريزي و زمان بندي باعث ميشودتا شما:

الف) متوجه شويدكه در يك زمان محدود؛چه كارهايي را يتوانيد انجام دهيد.

ب)بتوانيد از زماني كه در اختيار داريد بهترين استفاده را بكنيد.

ج)فشار كمتري به خود و ديگران براي انجام به موقع كارها وارد كنيد.

د)ار نتايج مطلوب تريبر خوردار شويد.

در شروع هرهفته ؛اعمالي را كه ميخواهيدتا آخر آن هفته انجام دهيد؛فهرست بندي كنيد و با اين

پنج كليد اولين گام خود را برداريد:

1-ميزان زماني را كه مي خواهيد براي هر كاري اختصاص دهيد يادداشت كنيد.

2-ضروري ترين كار را با دقت بيشتري انجام دهيد.

3-مرتبا ليست برنامه هاي خود را بازبيني كنيد.

4-اگر كاري از زمان مشخص شده خود طولاني تر شده؛انعطاف پذيري به خرج دهيد.

5-مراقب باشيد تل چشم زمان را هميشه در برنامه هاي خود باز نگهداريد .

با استفاده از آن مي توانيد به اهداف خود برسيد.


                                           agar?

 

اگر...بودم!

اگر مهندس بودم؛بناي وفاداري بنا مي كردم.

اگر هنرمند بودم؛زيبايي ها را به تصوير مي كشيدم.

اگر شيريني فروش بودم؛بزرگترين كيك جهان را به كوچكترين بچه دنيا هديه مي كردم.

اگر راننده تاكسي بودم؛براي پيرها درب ماشين را مي گشودم.

اگر پزشك بودم افكار منفي را جراحي مي كردم.

اگر خياط بودم؛لباس صلح مي دوختم.

اگر معلم بودم؛مهرباني را تدريس مي كردم.

اگر گل فروش بودم؛زيباترين گلم را به ره گذران هديه مي دادم.

واگر نويسنده بودم؛داستان انسانيت را آغاز ميكردم و براي پايان آن تا آخر دنيا صبر مي كردم


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:58  توسط جینگولی  |