تبليغاتX
جینگولی

جینگولی

جینگولی

مطلب

 

zaman

 

چشم زمان را باز نگه داريد

برنامه ريزي براي استفاده موثر از زمان

زمان بندي مناسب تنها راهي است كه شما را به اهدافتان ميرساند.با يك برنامه ريزي كامل

از كارهايي كه بايدانجام دهيدو زماني كه ميتوانيد براي آن اختصاص دهيد خواهيد ديد كهحل مشكلات و رسيدن به اهداف تا چه حد ساده و ممكن است.برنا مه ريزي و زمان بندي باعث ميشودتا شما:

الف) متوجه شويدكه در يك زمان محدود؛چه كارهايي را يتوانيد انجام دهيد.

ب)بتوانيد از زماني كه در اختيار داريد بهترين استفاده را بكنيد.

ج)فشار كمتري به خود و ديگران براي انجام به موقع كارها وارد كنيد.

د)ار نتايج مطلوب تريبر خوردار شويد.

در شروع هرهفته ؛اعمالي را كه ميخواهيدتا آخر آن هفته انجام دهيد؛فهرست بندي كنيد و با اين

پنج كليد اولين گام خود را برداريد:

1-ميزان زماني را كه مي خواهيد براي هر كاري اختصاص دهيد يادداشت كنيد.

2-ضروري ترين كار را با دقت بيشتري انجام دهيد.

3-مرتبا ليست برنامه هاي خود را بازبيني كنيد.

4-اگر كاري از زمان مشخص شده خود طولاني تر شده؛انعطاف پذيري به خرج دهيد.

5-مراقب باشيد تل چشم زمان را هميشه در برنامه هاي خود باز نگهداريد .

با استفاده از آن مي توانيد به اهداف خود برسيد.


                                           agar?

 

اگر...بودم!

اگر مهندس بودم؛بناي وفاداري بنا مي كردم.

اگر هنرمند بودم؛زيبايي ها را به تصوير مي كشيدم.

اگر شيريني فروش بودم؛بزرگترين كيك جهان را به كوچكترين بچه دنيا هديه مي كردم.

اگر راننده تاكسي بودم؛براي پيرها درب ماشين را مي گشودم.

اگر پزشك بودم افكار منفي را جراحي مي كردم.

اگر خياط بودم؛لباس صلح مي دوختم.

اگر معلم بودم؛مهرباني را تدريس مي كردم.

اگر گل فروش بودم؛زيباترين گلم را به ره گذران هديه مي دادم.

واگر نويسنده بودم؛داستان انسانيت را آغاز ميكردم و براي پايان آن تا آخر دنيا صبر مي كردم


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:58  توسط جینگولی  | 

عشقولانه--1

                

تقدیم به بهترینم

       

                                            سلام

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون جینگولی همیشگی فدای مهربونبات چه می کنی با سر نوشت دلم برات تنگ شده بود این وبلاگ رو واست نوشت

 

 

                                                 

 

 

میخوام بگم دوست دارم ولی بازم روم نمیشه

این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه

میخوام بگم دوست دارم میخوام که با تو بمونم

شعرای عاشق ونمو فقط واسه تو بخونم

میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد

شب که به تو فکر می کنم من دیگه خوابم نمیاد

میخوام بگم دوست دارم میخوام که اینو بدونی

اگه نمی تونم بگم اینو تو شعرام بخونی

 

 

 ميدوني!وقتي بهت فکر ميکنم ديگه توي اين دنيا نيستم .همش خودم رو در کنارت احساس ميکنم. ولي از اين واقعييت هم آگاهم که کنارم نيستي .به خاطر همين شبنمي از اشک روي چشم هام ميشينن و تصوير خيالي تو رو که من توي ذهنم ساختم رو اين ور و اوون ور ميکنن و نمي ذارن قشنگ نگات کنم.

  هميشه ميخوام که کنارم باشي-وقتي بوي تو رو استشمام ميکنم خيالم راهت ميشه.

ميخوام که با همه وجودت باور کني که دوستت دارم

 

 

اگر بدانی که در سینه ام چه اتشی بپاست. اگر بدانی که سینه ام طاقت این همه دوری را ندارد.اگر بدانی که شانه هایت جایگاه اشکهایم را کم دارد.اگر بدانی اغوشم گرمای وجودت را کم دارد.اگر بدانی که بی حرم نفسهایت چگونه تیک تاک قلبم مرا فراموش میکند.اگر بدانی که دستانم نوازش تو را کم دارند.اگر بدانی که چقدر تنها مانده ام.اگر بدانی که چقدر سرد و بی روح در انتظار دیدار رویت نشسته ام.

                     تو ای همه لحظه های من هیچوقت فراموشم نمیکنی

 

  

 

اسمان را ستاره زیبا می کند و با غچه را گل و چشم را اشگ ولی

 

تو همه چیز را ..با تو همه چیززیبا می شود

 

 

 

 

 

 

 

تو با مني هرجا برم مهر تو بند جونمه
عشقت نميره از سرم تو پوست و استخونمه
يکدم اگه نبينمت يه دنيا دلتنگت ميشم
نگاه دريايي تو آبيه روي آتيشم

واست دلم واست تنم , واست تمام زندگيم
از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگيم

نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه
همنفس قسمت من دوست دارم يه عالمه
قشنگ ترين خاطره هام با تو و از تو گفتنه
آرامش وجود من صداي تو شنفتنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:46  توسط جینگولی  |